نقد و بررسی بازی DAYS GONE

نقد و بررسی بازی روز های سپری شده

نقد و بررسی بازی DAYS GONE

روزهای از دست رفته

موفق یا سرافکنده؟

DAYS GONE حرکتی جدید برای بازی های انحصاری PS4 به حساب می آید. حرکتی که معلوم نیست سبب اوج کنسولش می باشد یا علت افتش. با وجود تبلیغات تقریبا گسترده سونی برای بازی جدیدش، باز هم سخت است که بشود گفت سونی به آنچه می خواست رسیده است یا اصلا به هدفش نزدیک شده است! به هرحال هر چه باشد، با وجود عناوینی چون GOD OF WAR، THE LAST OF US، UNCHARTEDو… در کارنامه کنسول PLAYSTATION، خواه نخواه توقع ها بالا می رود و حتی انتظاربازی متوسط نیزاز سونی نمی رود. بازی DAYS GONE می توانست ورودی برای بازی های انحصاری PLAYSTATION به دنیایی وسیع تر و بازی های متفاوت تری باشد و بازی هایش را بیشتر به طرف بازی های جهان باز (OPEN WORLD) یا جهان باز تر هدایت کند. اما DAYS GONE با توجه به نتایج نهایی که توسط بازیکنان و منتقدین به نمایش گذاشت، به نظرم این را به سونی یادآوری کرد که با وجود تمام قدرتش و بازی های انحصاری بی نظیرش در صنعت گیم، هنوز دارای محدودیت هایی می باشد! واقعا نمی دانم که بگویم بازی خوبی بود یا نه، ولی این را می دانم که نسبت به سایر بازی های انحصاری PS4، در حدی که انتظار می رفت نبود و به عنوان یک انحصاری، به شخصه توقع چیزی بیشتر را داشتم. هرچند بازی بدی نیست، اما انتظار درخشش همانند سایر بازی های انحصاری را داشتم.  همیشه بازی های انحصاری موفق یک رنگ و بو یا ویژگی خاصی دارند. من بازی های انحصاری سونی را یک پک کامل از تمام المان ها، ویژگی ها،مکانیزم های کارشده و ظرافت می دانم. وبخش هایی که که همیشه راضی کننده بوده اند. یعنی داستان،موسیقی،گیم پلی و گرافیک. DAYS GONE هم به دور از این ویژگی ها نیست، اما فقط با مقدار و اندازه ای کمتر. از بین موارد مذکور، توانسته داستان،گرافیک و موسیقی را تمام و کمال به ارث ببرد و از بقیه این میراث، هاله ای را در خود دارد(هرچند داستان بازی نیز از نظر روند دارای مشکلاتی می باشد که در ادامه به آن هم خواهم پرداخت).

روایتی آخرالزمانی، با اندکی تغییر

داستان بازی را هم که تا حدودی خودتان می دانید(این نقد و بررسی فاقد هرگونه اسپویل می باشد). طبق معمول، یک ویروس یا بیماری ناشناس یا حالا هرچیز دیگر، گریبان گیر مردم شده است و آن ها را تبدیل به موجوداتی کرده است که حافظه خود را از دست داده اند و به هر موجود زنده ای حمله می کنند(این به خاطر تاثیرات بیماری بر روی آن ها می باشد). دقیقا چیزی شبیه به زامبی ها فقط با نامی متفاوت. در بازی به این موجودات freakمی گویند.در کل اینگونه موجودات درطول تاریخ صنعت بازی یا سینما نام های متفاوتی داشته اند.نام هایی چون زامبی، کلیکر، freak و… که تفاوتشان بیشتر در ظاهر بوده و از نظر ویژگی تفاوت های جزئی دارند که باعث بوجود آمدن گونه های مختلف از آن ها می شود. حتی در عملکرد هم تفاوت چندانی ندارند و فقط می کشند و می خورند! البته BEND STUDIO تلاش کرده است که تغییراتی را در این نوع کاراکتر ها ایجاد کند(همانند بیشتر استودیو های دیگر) که این تغییرات توانسته تا حدی قابل توجه باشد و تمایز را بهتر نشان دهد. همیشه هم در این شرایط عده ای زنده می مانند تا برای بقا بجنگند و شخصیت اصلی داستان هم جدا از این ماجرا نیست. این موضوعات شاید یک چیز روتین در اتفاقات داستان های این شکلی باشند و این اتفاق روتین را بتوان پذیرفت، اما انتظاری که اینجا بوجود می آید این است که بازی سازان DAYS GONE به عنوان یک بازی انحصاری، روایتی جدید و جذاب را بتوانند برایمان به تصویر بکشند. البته نتیجه نهایی نیزتقریبا  به همین شکل در آمده است اما به خاطر شکل برخی ماموریت های اصلی بازی یا همان story mission ها، باز هم چیز خوبی از آب در نیامده است.

DAYS GONE

بازی DAYS GONE قبل از انتشار، با سر و صدای زیادی از طرف هواداران روبرو شد که عده ای می گفتند بازی خوبی خواهد شد، عده ای هم عکس این ماجرا را می گفتند. اما DAYS GONE با هرچقدر تلاش، نتوانست تمام هواداران امیدوارش را، امیدوار نگه دارد.برخی از این دلایل بر می گردد به دو چیز که حتی خود من هم چنین انتظاری را از یک بازی انحصاری PLAYSTATION نداشتم! آن هم در شیوه به تصویر کشیدن و روایت داستان و مشکلات فنی بزرگ(مشکلاتی از جمله صفحه های loading ویا لگ و افت فریم های شدید).داستان بازی از نگاه کلی جالب است و این پتانسیل را دارد که گیمرها را با خود همراه کند تا ببینند پایان دنیای بازی DAYS GONE چگونه خواهد شد. اما از نگاه جزئی، بررسی این موضوع سخت خواهد شد و برخی ماموریت های اصلی، پتانسیل مذکور را ازبین خواهند برد. بخش اصلی داستان ما برروی کاراکتر اصلی بازی یعنی DEACON ST. JOHN(دیکن سینت جان) تمرکز دارد و بخش قابل توجهی هم برروی دوست صمیمیش BOOZER متمرکز شده است(وبرخی کاراکترهای دیگر و camp های بازی که در بررسی ویدیویی به آن ها خواهم پرداخت). برخی ماموریت ها مربوط به BOOZER می باشد که در آن ها DEACON باید برای دوستش کارهایی را انجام دهد. این کارها در بازی به شکل ماموریت های اصلی می باشند که باید در آن ها کارهایی کوچک، اما در ماموریت هایی متعدد و طولانی انجام شوند. چیزی که بازیکنان را خیلی از روند بازی دور می سازد.همچنین نه فقط این ماموریت، بلکه کمک به سایر کاراکترها نیز تا اواسط بازی به همین شکل می باشند که آن ها نیز جزو ماموریت های اصلی می باشند(این روش در بازی برای آشنایی بازیکنان با سایر کاراکترها می باشد که اصلا روش جالبی نیست و طولانی و بدون هیجان کافی می باشد). پس از پایان این ماموریت ها، وقتی آن ها را مانند پازل کنار یکدیگر قرار دهید، از داستان راضی خواهید بود.

اما وقتی به تعداد و شیوه انجام ماموریت ها نگاه می کنید، اصلا دلتان نمی خواهد که دوباره بازی را از اول شروع کنید. البته و متاسفانه این روند بعد ز اواسط بازی نیز ادامه خواهد داشت اما با تعدادی کمتر و این امر باعث می شود بازیکنان از اواسط بازی به بعد، به روند داستان بازی نزدیک تر شوند و داستان بازی را عمیق تر از قبل احساس کنند.قابل ذکر است که برای مثال ماموریت های کمک به BOOZER که از ماموریت های کوتاه و با تعداد زیاد تشکیل شده است، پشت سر هم نیستند! یعنی تا ۱۰۰درصد کردن ماموریت های BOOZER ، باید ماموریت های دیگری نیز انجام دهید و این امر باعث بوجودن آمدن وقفه ای قابل توجه بین ماموریت های BOOZER می شود.آنقدر که بازیکنان از یاد می برند که چه ماموریتی را انجام می دادند.در انجام این ماموریت ها هم نمی توانید عجله کنید یا انجام ندهید تا به ادامه ماموریت های BOOZER بپردازید. چون این وقفه های ایجاد شده در ماموریت های اصلی می باشند و در ترتیب انجامشان حق انتخاب ندارید. در کل بازی سازان کاری که باید انجام می دادند این بود که تعداد ماموریت ها را کم تر کنند و بیشتر روی محتوای ماموریت ها متمرکز شوند و مثلا سه یا چهار ماموریت برای BOOZER درست می کردند، اما ماموریت هایی به یاد ماندنی و احساسی تر. در کل بازی نیز بسیار طولانی می باشد.آنقدری که بعد از یک مدت موتور سواری و جابجا شدن در نقشه و از نقطه ای به نقطه دیگر رفتن، از بازی زده شوید و به دنبال یک چیز متنوع باشید.دقیقا یکی دیگر از چیزهایی که در بازی به ندرت یافت می شود،تنوع می باشد. بعد از یک مدت احساس می کنید دریک چیز loop مانند بدون تنوع قرار دارید و اتفاق خاصی قرار نیست در نقشه بازی یا محیط رخ دهد.حتی با کشف نقاط جدید و مختلف نقشه،باز هم تنوع خاصی یافت نمی شود.

طبیعت گردی با موتور

درست است که DAYS GONE اشکالات زیادی دارد و نگاه عده ای را به خود بدبین کرده است، اما واقعا نمی شود نقاط قوت بازی را نادیده گرفت(البته از بین تمام اشکالات بازی، این نقاط قوت هستند که باعث می شوند بازی بتواند نمره تقریبا متوسطی را دریافت کند. اگر دقیق تر بخواهم بگویم، این نقاط مثبت هستند که توانسته اند بازی را به چیزی برسانند که الان می باشد). تعدادی از این نقاط قوت، مربوط به بخش موسیقی،گرافیک و نقشه بازی یا همان طراحی محیط می باشند. باید اعتراف کنم که طراحی جنگل و برخی مناظر موجود در بازی واقعا زیبا می باشند و لحظات بسیار زیبایی را برای بازیکنان به هنگام موتورسواری بوجود خواهند آورد. آنقدری زیبا و آرام است که موقع موتورسواری، freak های موجود در سرتاسر جنگل را فراموش خواهید کرد! چیزی که خود باعث بروز مشکل دیگری می شود. وقتی با موتور از جاده ها یا مکان های دیگری عبور می کنید، freak ها یا همان موجودات زامبی مانند بازی اصلا خطری برای بازیکن محسوب نمی شوند و به چشم نمی آیند.( باوجود اینکه در شرایط و فاصله های خاص، این امکان را دارند که با یک پرش بازیکن را از موتورش جدا کنند، باز هم خطری به حساب نمی آیند ) البته این امر بیشتر باعث می شود بازیکن از نقشه زیبای بازی لذت ببرد و یک طبیعت گردی بدون مشکل را با موتور تجربه کند. هرچند که به نظر من انسان های در بازی خطر بزرگتری به حساب می آیند. چون تله هایی که آدم ها برای شکار سایر آدم ها می گذارند، تقریبا غیرقابل فرار کردن می باشد و پس از گیر افتادن در تله، آزاد شدن سخت است. گرافیک بازی هم که از همان ابتدا چشم نواز می باشد. به خصوص زمان هایی که دوربین بازی یک تصویر نزدیک از کاراکتر ها را نشان می دهد.موسیقی بازی هم بسیار شنیدنی می باشد و در بسیاری از مواقع سکانس های عادی یا بی جان بازی را از این رو به آن رو می کند(البته این بسیار خوب است که بازی از موسیقی قوی برخوردار است، اما بازی خیلی دارای سکانس های قوی یا کارشده ای نیست و این موسیقی ها هستند که بار سنگینی از این سکانس ها را به دوش می کشند).

…LOADING, PLEASE WAIT

اشکالات گرافیکی و فنی DAYS GONE بسیار عجیب می‌باشد! اشکالاتی که اگر همان اندک نقاط مثبت هم نبود، شما را از بازی کردن فراری می دادند. این اشکالات عبارت اند از: مدت زمان طولانی صفحه های loading(لودینگ)، لگ های تقریبا زیاد، افت فریم، افت گرافیک و textureها و اشکالاتی که در cutscene های بازی وجود دارد و از طرفی با وجود این مشکلات، شاهد cutscene های کوتاه و پشت سرهم نیز خواهیم بود. به عنوان مثال، وقتی وارد بازی می شوید، قبل از مشاهده منوی اصلی بازی، شاهد یک صفحه loading بسیار طولانی هستید. اگر این loading مانند بازی RED DEAD REDEMPTION 2 فقط در اول انجام می گرفت، مشکلی نبود. اما پس از گذراندن صفحه loading اول و مشاهده منوی اصلی بازی، به هنگام وارد شدن به بازی نیز با گزینه new game یا continue، شاهد لودینگ طولانی دیگری خواهیم بود و این صفحه های لودینگ ما را درمیان  بازی نیز رها نمی کنند و مدام نمایان می شوند. یا مثلا cutscene های بازی. این cutscene ها قبل از پخششان، تصویر سیاه می شود و پس از چند ثانیه قابل توجه پخش می شوند و بعد از اتمام نیز، دوباره باتصویری سیاه و چند ثانیه صبر مواجه هستیم(چیزی دقیقا شبیه به بازی NEED FOR SPEED PAYBACK). افت فریم و لگ هم که در بیشتر بازی دیده می شوند و تا پایان بازی به تعداد دفعات قابل توجهی رخ می دهند.

آخرین سواری

خلاصه بگویم،DAYS GONE می تواند ارزش بازی کردن را داشته باشد و درحد یک بازی خوب بتواند شما را سرگرم کند و انتظارات را برآورده کند. اما به عنوان یک انحصاری و در کنار سایر بازی های انحصاری خوب دیگر، آن ظرافت و دقت در بازی های همیشگی PLAYSTATION را ندارد و نمی توان همان انتظارات را از بازی DAYS GONE داشت. اگر بخواهید آن را با سایر بازی های PLAYSTATION EXCLUSIVE مقایسه کنید، به احتمال زیاد شما را ناامید خواهد کرد و به هنگام بازی، باید به آن فقط به چشم یک تفریح نگاه کنید و سعی کنید لذت ببرید. نه بیشتر و نه کمتر.

نقاط قوت

  • گرافیکی زیبا.
  • طراحی محیطی چشم نواز.
  • موسیقی قوی.

نقاط ضعف

  • لگ و افت فریم های شدید.
  • loading های طولانی و زیاد.
  • مشکل بوجود آوردن ماموریت های اصلی در روایت داستان.
  • نقاط هیجان داستان، دیر خود را نشان می دهند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.