نقد و بررسی بازی Bleeding Edge

نقد و بررسی بازی Bleeding Edge

نقد و بررسی بازی Bleeding Edge

استودیوی مستقل نینجا تئوری (Ninja Theory) که کارنامه‌ی درخشانی دارد، به تازگی برروی پروژه‌ای به نام Bleeding Edge فعالیت می‌کردند که در ژانر مبارزات آنلاین چند نفره و یا به عبارتی شوتر هیرو آنلاین طراحی شده است. حال این پروژه به اتمام رسیده است و بازی Bleeding Edge منتشر شده است. براساس اطلاعاتی که استودیوی نینجا تئوری منتشر کرده است، تنها ۲۰ نفر از اعضای استودیو برروی این بازی کار می‌کردند. حال ما در این مطلب قصد داریم تا به نقد و بررسی بازی Bleeding Edge، جدیدترین اثر استودیو نینجا تئوری بپردازیم ولی قبل از این که وارد نقد و بررسی شویم، نگاهی کوتاه به تاریخچه استودیو نینجا تئوری و کمی درباره‌ی بازی Bleeding Edge صحبت می‌کنیم.

استودیو نینجا تئوری، یک استودیوی مستقل است که تاکنون برروی بازی‌های معروف و محبوبی کار کرده است. همچنین این استودیو در ابتدای فعالیت خود توانست با شرکت‌های فعال بزرگی که در صنعت بازی‌های ویدئویی تاثیر گذاشته‌اند، کار کند که می‌توان در این بین نام شرکت‌های بزرگی مانند مایکروسافت و سونی را نام ببرم. بازی‌های انحصاری بزرگی در گذشته برای کنسول‌های ایکس باکس و پلی استیشن تولید کرده است و همچنین با شرکت‌های بازی‌سازی بزرگی از جمله کپکام و الکترونیک آرتز همکاری کرده است. این استودیو بازی‌های بسیار بزرگی را تولید و عرضه کرده است که می‌توان در این بین به Hellblade: Senua’s Sacrifice اشاره کرد. حال استودیوی نینجا تئوری، بازی جدید خود را تحت عنوان Bleeding Edge منتشر کرده است و همان طور که ذکر شد در سبک مبارزات آنلاین چند نفره می‌باشد. بازی‌های ویدئویی بسیاری از این نوع در بازار عرضه شده‌اند و می‌توان گفت که ساخت یک بازی جدید که بتواند در این ژانر موفق عمل کند، کمی راه سخت و دشواری را در راه دارد و دیده شدن در بین بازی‌های بزرگی مانند اورواچ (Overwatch) که توسط کمپانی بلیزارد ساخته شده است، کمی دشوار باشد. بازی اورواچ موفقیت خود را با هیروها یا همان قهرمان‌ها به دست آورده است به طوری که در بازی اورواچ، در کنار محتویات مختلفی که وجود دارند، یک سری هیرو نیز وجود دارند که سازندگان آن‌ها را در اختیار بازیکنان قرار داده‌اند و هر یک از این هیروها دارای یک قدرت خاص هستند. می‌توان گفت که اورواچ نیز باوجود ایده‌های خاصی که داشت، بازهم به سختی و دشواری توانست به آن جایگاهی که هست، برسد. در هر صورت این بازی نیز توانسته در برخی از اولویت‌ها مانند اورواچ عمل کند ولی با تمامی نکات مثبتی که در خود جای داده است، ضعف‌ها و مشکلاتی دارد که قرار است تا ما در نقد و بررسی بازی Bleeding Edge به تمامی نکات این بازی بپردازیم.

Bleeding Edge

در ابتدا و در بررسی بازی‌ای در چنین سبکی که فاقد بخش داستانی است و هرگونه قصه‌ای است، به گیم پلی بازی خواهیم پرداخت؛ گیم پلی بازی Bleeding Edge بر این اساس است که دو تیم در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و پیروزی یک تیم، سوت پایان بازی است. حال رمز موفقیت در بازی، همکاری یک گروه است، این یعنی تک‌روی اصلا جوابگو نیست و باید با همکاری تیم به مبارزه با دشمنان بپردازید و در غیر این صورت شانس تیم شما برای پیروزی بسیار کم خواهد شد و مطمئنا یک نفر نمی‌تواند در برابر یک گروه موفق شود. همان طور که ذکر شد، یک نکته در خصوص بازی‌های این سبک حیاتی است ولی در Bleeding Edge به‌نظر می‌رسد زیاد برروی آن تمرکز نشده است و آن هم کلاس بندی‌های مختلف شخصیت‌ها و مهارت‌های فردی است که در این بازی زیاد مورد توجه قرار نگرفته است. در بازی Bleeding Edge سه کلاس مختلف و یازده شخصیت وجود دارد که شامل سه شخصیت در کلاس ساپورت و تانک و پنج شخصیت در کلاس اساسین می‌شود. لازم به ذکر است که هرکدام از این کلاس‌ها، شخصیت‌های مربوط به خود را دارند و خصوصیات خاص خود را دارند. در مبارزات ممکن است که از تیمی که همکاری می‌کنند و باوجود این که متشکل از شخصیت‌های کلاس اساسین هستند نیز شکست بخورید؛ این را ذکر کردم تا متوجه شوید که کلاس شخصیت‌های بازی مدنظر در یک مرحله نیست، بلکه در Bleeding Edge، همکاری بین یک تیم، حرف اول را می‌زند. همچنین همان طور که برای مثال در بازی فورتنایت آرزو می‌کنید تا هم گروهی‌هایتان افراد حرفه‌ای باشند، در این بازی نیز اگر شانس داشته باشید، هم گروهی‌هایی با شما در یک تیم ملحق می‌شوند که مانند شما می‌خواهند با یکدیگر همکاری کنند. لازم به ذکر است که در یک صورت این کلاس‌ها به کار می‌آیند ولی احتمال این یک صورت نیز پایین است؛ در صورتی که تیم شما و تیم حریف علاقه‌مند به همکاری با یک دیگر باشند. در این موقعیت قابلیت‌های کلاس‌ها و مهارت‌های شخصیت‌ها حرف اول را می‌زنند به طوری که استفاده مناسب و به موقع از این کلاس‌ها، رمز پیروزی است.

شخصیت‌های بازی Bleeding Edge نیز هرکدام مواردی برای شخصی‌سازی دارند و همان طور که در موارد بالا هم ذکر کردیم، هر شخصیت از قابلیت‌ها و سلاح‌های مختلفی برای حمله به دشمنان برخوردار است. برای مثال شخصیت Nidhogger در بازی با گیتار الیکتریک صدا ایجاد می‌کند و گیتار او همانند یک سلاح در دستانش کار می‌کند که با ایجاد امواج الکتریکی به سمت دشمنان، قدرت منحصر به فرد خود را به نمایش می‌گذارد. شخصیت‌های دیگر نیز هر یک قابلیتی دارند و برای مثال می‌توان گفت که یک شخصیت با وزن خود به دشمنان آسیب می‌رساند و دیگری با شمشیر خود. یکی سریع حرکت می‌کند ولی دیگری به دلیل وزن سنگینش، آهسته حرکت می‌کند. خلاصه به فردی که آن شخصیت را نیز هدایت می‌کند هم بستگی دارد چرا که هر فرد می‌تواند با یک شخصیت به خوبی بازی کند و ممکن است با شخصیت‌های دیگر نتواند در مبارزات پیروز بیرون بیاید. همچنین همان طور که در بالا نیز ذکر شد، هر شخصیت را می‌توان شخصیت‌سازی کرد و به نبرد با دشمنان پرداخت.

همچنین چندین مورد وجود دارد که ممکن است تا بازیکنان را از این بازی خسته کند و آن‌هم مربوط به محتویات کم بازی است. تنها دو مد و پنج نقشه تمام محتوای این بازی را تشکیل می‌دهد. خب این بسیار کم است و مطمئنا بازیکن با تجربه‌ی چندین ساعت، از بازی خسته می‌شود. محتویات کم یکی از اساسی‌ترین مشکلات بازی‌های ویدئویی می‌باشد که باعث می‌شود تا بازیکن به سرعت از بازی خسته شود. همچنین تنها دو مد در بازی Bleeding Edge وجود دارد و آن هم به لوکیشن‌های مختلف در نقشه را کپچر کنید و دیگری با نابود کردن دشمنان امتیاز کسب کنید، ختم می‌شود. همچنین نقشه‌ها در بازی محتویات کمی دارند و تقریبا با نقشه‌های یکسانی در بازی Bleeding Edge طرف هستیم. البته که نبود نقشه‌های کافی در بازی ما را حیرت زده نخواهد کرد چرا که این بازی با بودجه‌ی کمی ساخته شده است و با بازی‌ای قابل قبول طرف هستیم و می‌توان گفت که تنها بخشی که مشکلی در آن احساس نمی‌شود، بخش بصری بازی است. همچنین بازی بدون مشکلات فنی و هنری توسعه یافته است. البته نقشه‌ها از لحاظ محیط‌ها شباهت زیادی به یکدیگر ندارند بلکه این ساختار آن‌هاست که شباهت‌هایی به یکدیگر دارند. نقشه‌ها، محیط‌هایی را با آبجکت‌ها و طراحی متفاوت در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد، همچنین محیط به خوبی رنگ آمیزی شده‌اند. این کمی از یک‌نواخت بودن بازی می‌کاهد. درباره‌ی کمبود نقشه در بازی نیز باید ذکر کنم که ممکن است که در آینده با منتشر کردن چندین آپدیت، نقشه‌های مختلف دیگری اضافه شود. افکت‌های مختلف نیز به خوبی توانسته تا در مبارزات، صدای شلیک و استفاده از سلاح‌های مختلف را به بازیکن ارائه دهد.

Bleeding Edge

می‌توان بازی Bleeding Edge را به عنوان ضعیف‌ترین بازی استودیو نینجا تئوری معرفی کرد. البته که این بازی با بودجه‌ی کمی ساخته شده است و انتظارات نیز کمی از آن بالا بوده است. همچنین این استودیو سعی کرده تا بازی‌ای را در ژانر مبارزات آنلاین چند نفره را در کارنامه‌ی خود ثبت کند. به نوعی این بازی الهام گرفته از عناوینی مانند اورواچ می‌باشد که باوجود محتویات کم، بعید است که بتواند بازیکنان را بیش از چندین ساعت راضی نگه دارد. طراحی مناسب شخصیت‌ها و مبارزات برای برخی از گیمرها هیجان انگیز خواهد بود. این بازی باید به طور کلی به محتویاتش اضافه کنند و در غیر این صورت نمی‌توان انتظار داشت که سروصدایی در سبک خود ایجاد کند. امیدوارم از نقد و بررسی بازی Bleeding Edge نهایت استفاده را برده باشید.

نقاط قوت

  • طراحی خوب شخصیت‌ها و هر یک از این شخصیت‌ها قابلیت خاص خود را دارند
  • مبارزات بازی جذاب است

نقاط ضعف

  • محتویات بازی کم است و این باعث شده تا تجربه‌ی بازی در ساعات طولانی، خسته کننده شود
  • در مبارزات تنها با همکاری هم‌تیمی‌ها موفق خواهیم شد

این مطلب را به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.